
سلام بر آشنای غریب
این روزها همه جا بوی شما رومیده. بوی رشادتها ، جوانمردی ها
و غیرتمندی هاتون .اونقدا هم نمک نشناس نیستیم. میدونیم تو این روزهای خون وآتش و
گلوله و باروت چی به شما گذشت.فرصتی شد برای من تا با شما درد و دل کنم. من گوهر
شناس نیستم ولی همینقدر می دونم که چه اجر وقربی پیش خدا دارین.
خیلی سعی می کنم خوب بمونم مثل شما ولی قول نمی دم آخه قول ما مردونه نیست. می
بینی هنوز آتش دشمن سنگینه حتی سنگین تر از قبل. معبرهای ما خیلی تنگ و باریکتر از
قبل شده. دور تا دورمون رو مین های غفلت پرکرده . دیر بجنبیم رفتیم رو هوا.اونم هوای هوس.
توپ و خمپاره دشمن مثل نقل و نبات رو سرمون می باره. خیلی ها دارن این وسط از دست
می رن. حتی وضع جوری شده که گاهی بی سیم های ما هم خوب عمل نمی کنه و میره روی موج
دشمن. اونوقته که راه رو گم می کنیم و مستقیم می ریم تو تور دشمن و اونجا که بریم دیگه
زنده مون بیرون نمیاد. صدای خمپاره دشمن رو می شنوی؟ خیلی نزدیک شده. انگاری اومدن
خرمشهرهامون رو فتح کنن. ما واسه عملیات آماده نیستیم. نیرو و امکانات نداریم.ما که مثل شما نیستیم...
اینجا خیلی شلوغ شده. صدا به صدا نمی رسه. الو ... شهید... صدات مفهوم نیست. قطع و
وصل می شه. دوباره بگو حتی چند باره بگو شاید چیزی بفهمم. دشمن بدجوری گرد وخاک
کرده. دیگه چشمام میون این همه دود و آتیش جایی رو نمی بینه. تو رو خدا کمکهات رو
به موقع برسون وگرنه تلف می شیم. راستی توبگو عملیات رو با چه رمزی شروع کنم؟ یا
زهرا... یا حسین... محمد رسول الله... اینجا،درون دلم عجیب جای تو
خالیست.
***
خوشا به حالتون که امام عاشقتون بود. واسه امام غریب ما دعا
کنید
این متن در پاسخ به حرکت جنبشی زیبا به دعوت کاتب باشی بوده و فرصتی مغتنم برای من

